شأن از دست رفته سیاست گذاری وزارت ارشاد،عامل نابودی اقتصاد فرهنگ است !

  • توسط shadnoshjangravi
  • ۱ ماه پیش
  • نظرات غیر فعال شده است

به گزارش هفتمین موج ؛ حسین واشقانی فراهانی فعال رسانه ای و عضو کمیسیون آسیب های اجتماعی و میراث فرهنگی مجمع سازمان های مردم نهاد جوانان استان تهران در یادداشتی به خروج قطار اقتصاد فرهنگ از مسیر توسعه و تاثیر آن مسائل سیاسی و اجتماعی کشور اشاره کرد .

در این یادداشت آمده است: بارها این عبارت معروف را از زبان رهبرانقلاب اسلامی شنیده ایم که” فرهنگ از اقتصاد هم مهم تر است” ، با این حال شرایط نامطلوب اقتصادی کشور که ریشه در سوء مدیریت ها، قصورها و ندانم کاری ها و البته تحریم ها دارد، موجب شده که در قیاس با اقتصاد، فرهنگ همچنان مظلوم باشد به خصوص در بازه ی زمانی فعلی که سکه سیاست رایج تر است و طبعاً خریداران بیشتری هم دارد!
فرهنگ همان تربیت و نوع رفتار است که بر حوزه‌های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی اثر می‌گذارد و تلاش‌های صورت گرفته در این مسائل هنگام می تواند شاهد مقصود را در آغوش بگیرند که الزامات و بایسته های مورد نظر آن ها در فرهنگ جامعه نهادینه شده و مورد توجه باشد.

آنچه که امروز مطرح است شأن از دست رفته  سیاست گذاری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در پازل فکری و اجرایی سیاست های کشور می باشد که ماحصل یک دهه عدم اطلاع از نیازهای فرهنگی جامعه ، عدم برنامه ریزی مدون و چشم‌انداز شفاف ، فعالیت های ناقص و موازی مجامع و مؤسسات فرهنگی ، توزیع محصولات فرهنگی خنثی یا ضد فرهنگی ،عدم تعامل و استفاده از ظرفیت پیشکسوتان و جوانان نخبه بدون هیچگونه نگاه سیاسی ، عدم توجه به تجارت جهانی و دیپلماسی فرهنگی و پاسخگو نبودن مسئولین فرهنگی کشور می باشد.
نتیجه این سوءمدیریت و سیاست گذاری تغییرات شوک آور فرهنگی که از نسلی به نسل دیگر در جریان است. اکنون سرعت گرفته و خانواده ایرانی در لبه پرتگاه مسائل مختلف می باشد.

این سوءمدیریت تا حدی عریان می باشد که در مسئله اعتراضات اخیر مرتبط با مهسا امینی به عنوان بحث داغ محافل داغ عمومی و خصوصی ، آنچه در بازتاب انعکاس صحبت حاکمیت و مردم مشاهده می شود ، فارغ از خسارت زیان بار به بنگاه های اقتصادی و آموزش کشور ، نسل کودک و نوجوان آینده ساز به عنوان قربانیان این سوء مدیریت هستند که متاسفانه هیچ نهاد رسانه ای ، فرهنگی و اجتماعی توان ایجاد گفتمان و گفتگو برای کاهش خشم عمومی یا هیجانات کاذب را ندارد.

مبتنی بر این واقعیات ملموس است که معتقدم برای دستیابی به رشد همه‌جانبه در کنار ایجاد زیرساخت‌های به روز اقتصادی، نیازمند به کارگیری الگوهای فرهنگی معقول با استفاده از نخبگان و ظرفیت بخش خصوصی به همراه اصلاحات کلان نیز هستیم تا فرایند توسعه به صورت کلان و همه جانبه در کشور محقق شود. پس از گذشت سال‌ها از عمر انقلاب فرهنگی، مجریان آن در نهادهای تصمیم ساز، و صدا و سیما ، آموزش و پرورش ، دانشگاه‌ها و حوزه علمیه باید پاسخگو باشند که چگونه و بر اساس کدام برنامه‌ها به اینجا رسیدیم !

انتهای پیام/

تبلیغات ریتم آینده
  • facebook
  • googleplus
  • twitter
  • linkedin
  • linkedin